هزارپایی بود وقتی می رقصید جانوران جنگل گرد او جمع می شدن

هزارپایی بود وقتی می رقصید جانوران جنگل گرد او جمع می شدند تا او را تحسین کنند
همه، به استثنای یکی که ابداً رقص هزارپا را دوست نداشت
یک لاک پشت حسود

او یک روز نامه ای به هزارپا نوشت :
ای هزارپای بی نظیر! من یکی از تحسین کنندگان بی قید و شرط رقص شماهستم. و می خواهم بپرسم چگونه می رقصید. آیا اول پای ۲۲۸ را بلند می کنید و بعد پای شماره ۵۹ را؟ یا رقص را ابتدا با بلند کردن پای شماره ۴۹۹ آغاز می کنید؟
در انتظار پاسخ هستم ، با احترام تمام، لاک پشت

هزار پا پس از دریافت نامه در این اندیشه فرو رفت که بداند واقعا هنگام رقصیدن چه می کند؟ و کدام یک از پاهای خود را قبل از همه بلند می کند؟ و بعد از آن کدام پا را؟ متاسفانه هزار پا بعد از دریافت این نامه دیگر هرگز موفق به رقصیدن نشد!

سخنان بیهوده دیگران ازروی بدخواهی و حسادت می تواند بر نیروی تخیل ما غلبه کرده ومانع پیشرفت وبلند پروازی ما شود

👤 یوستین گاردر
📚 دنیای سوفی
دیدگاه ها (۵)

📕 یک درس: 🖋 همه آنهایی که دوستشان میداری نمی مانند، 🖋 همه کس...

چه روزهایی داشتیم 😍 😍 😍 بااین همه تلخی و شیرین بودنش گذشت 😞

هر سلامی را خداحافظی در پی است و هر شروعی را پایانی روزی که ...

#داستان_کوتاه هزارپایی بود وقتی می رقصید جانوران جنگل گرد او...

نظرات دیگران همیشه خیرخواهانه نیست

هزارپایی بود وقتی می رقصید جانوران جنگل گرد او جمع می شدند ت...

هزارپایی بود وقتی می رقصید جانوران جنگل گرد او جمع می شدند ت...

حسادت لاک پشت به رقص هزار پا هزارپایی بود وقتی می رقصید ج...

هزارپایی بود وقتی می رقصید جانوران جنگل گرد او جمع می شدند ت...

هزارپایی بود وقتی می رقصید جانوران جنگل گرد او جمع می شدند ...

هزارپایی بود وقتی می رقصید جانوران جنگل گرد او جمع می شدند ...

هزارپایی بود وقتی می رقصید جانوران جنگل گرد او جمع می شدند ت...

هزارپایی بود وقتی می رقصید جانوران جنگل گرد او جمع می شدند ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط