ات

ات
دیدم جونگ کوک اومد خونه دیدم کیک و یک جعبه پر از لوازم ارایشی دیور دستشه و یه گل
+اینا برای منه (بغض)
_ آره عشقم
وسایل رو از دستش گرفتم و و گذاشتم رو میز گفتم
+مرسی
_خواهش زندگیم
نشستم و کیکو برش زدم خوردیم و رقصیدیم و وسایلامو چیدم تو میز ارایشم کوکی هم کوکم کرد بعد رفتیم خوابیدیم
پایان
میدونم کوتاه شد بیخشید 😣😣
دیدگاه ها (۴)

عاشقم باش Part 48

first love

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

پارت ۱ ویو ا.ت پرده ی اتاق رو کنار زدم و گذاشتم نور خورشید آ...

Pat:3اسم: عاشق چشماش شدما.ت . دوستت دارمجونگکوک .😨ا.ت . 😧ا.ت...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

جدایی

رومان روز برفی (پارت9)از زبان ات تھیونگ مارو صدا کرد کہ بریم...

I can be myself with himPart⁹⁵شب شده بود و پسرا توی هال نشست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط