نمی دانم کدام را راضی کنم

نمی دانم کدام را راضی کنم
"دل" ی که میخواهد عاشق باشد ...
یا عقلی که میخواهد عاقل باشد ...
من، لای کتاب زندگی مانده ام؛
لای فصلی بدخط و تلخ بنام " تحمل" ......

کاش آدمی میتوانست
"دل"ش را به صندوق امانات بسپارد

و با اولین قطار
به تعطیلات برود...
دیدگاه ها (۴)

معشوق بود و قایق چوبی و آب بود، پارو شکسته بود و فقط آفتاب ب...

ﺍﻣــﺮﻭﺯ ﺩﻟــﻢ ﺑــﺮﺍﯼ " ﺩﺍﺷــﺘــﻨــﺖ"ﭘــــﺮ ﮐــﻪ ﻧــﻪ ...ﭘـــ...

طواف عشق میخواهی، بیا دل را زیارت کُن شبیه قطره ی باران، کمی...

گاهی حجم دلتنگیهایم آنقدر زیاد میشودکه. . . . دنیا با تمام و...

من لای کتاب زندگی مانده املای فصلی بد خط و تلخ بنام تحمل

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط