قلدر مدرسه

قلدر مدرسه
ــــــــــــــــــــــــــــ
پارت۳
خب اقای...
-مثله اینکه فامیلم هم نمیدونی(پوزخند)
من با کسایی مثله تو کاری ندارم(هویییی درست صحبت کن😠)
-هه(پوزخند)
خب زورت فقط به دخترا میرسه اره
-اره مشکل داری
دفعه اخرت باشه روی دوسته من دست بلند میکنی
-دوستت؟
اره خب دیگه بهتره کل کل نکنیم چون یه کاری دستت میدم
-تو یه کاری دستم میدی تویه کوچولو؟جالبه
¥بهتره بری تا یه کاری دستت نداده
§تو کی باشی که به جیمین این حرفا بزنی
¥تو دیگه کدوم گوسفندشی(سرد)
§هه مثله اینکه نمیشناسی منا
باید بشناسیم
همینطوری داشتیم کل کل میکردیم که مدیر اومد
=چه خبره اینجا برید کنار ببینم
همه رفتند کنار که مدیر اومد وسطمون
=عا اقای جئون،اقای پارک،اقای کیم چرا اینجا وایسادین بیاید بریم تو دفتر
-حتما
=دخترا این چه کاری بود کردین شماهم بیاین تو دفتر تا بهتون بگم
§(پوزخند)
مرضض(اروم)(هوووییی درست صحبت کن باهاش خیکت دبه دوغ😂)
¥هیچی نگو یه موقع میشنوه(اروم)
رفتیم داخل دفتر و اون سه تا پسرا نشستن و ما سه تا دخترا وایسادیم
اقای شین این اقایون به این دختر زور گفتند
=سوا عزیزم همین اقایون مافیا هستند
خب من چیکار کنم
=یعنی نترسیدید
نه چرا باید از این سه تا گاو بترسم
=دخترم یکمی مودب باش والان هم با پدرتون تماس بگیرید بیان تو مدرسه
پ...پدرم
=بله
ب...ب...با..ش
به بابام زنگ زدم میدونستم الان اگه بهش گفتم چیکا کردم رفتیم خونه میزنتم پس گفتم
اقای شین....پ....پدر من...رفتند سفر کاری
-عا خب نیست دروغ بگی لی سوا
دروغ نمیگم
-من همین الان از بابام شنیدم اومده بود توشرکتمون ورفته بود
....(سکوت)
-پس زنگ بزن
باشه حتما(عصبی)
به بابام زنگ زدم بعد از چند مین برداشت
×بگو ببینم کارت چیه دوباره چه گندی زدی(داد)
عا بابا میشه بیای تو مدرسه(یکمی ترس)
×هه فقط بفهمم دوباره قلدر بازی دراوردی سرت از تنت جدا کردم فهمیدی(داد)
باشه بیا(بغض)
تلفن را قطع کردم و رفتم عقب وسرم را پایین انداختم گذاشتم تا اشکام سرازیر بشن فکر نمیکردم جیمین انقدر ادم بدی باشه
ا...ا...اقای ش....ش...شین زنگ....زدم الان میان(بغض وگریه)
=باشه شما دوتا هم بیاید زنگ بزنید
الا ویورا داشتند زنگ میزدند که صدای پا اومد از بیرون دفتر فهمیدم بابامه داشتم از ترس میمردم که یدفعه با عصبانیت اومد تو الا میدونستم بابام چجوریه ولی کسی نمیتونست جلوش را بگیره
×اقای شین باز این دختره چیکار کرده(عصبی)
=قلدری کرده ولی یه دختر را نجات داد اما کارش بد بود جلوی اقای پارک وایساد
×هه من ادبش میکنم تا دیگه نخواد همچین غلطی بکنه(عصبی)
که برگشت روبه من سرم را اورد بالا یکمی نگاه کرد به صورتم و بعد دیدم دستش را برد بالا ومحکم زد تو گوشم که پرت شدم روی زمین
اخخ ترو خدا بابا ولم کن غلط کردم(گریه)
¥ا...اقای لی تروخدا... ولش کنین همش تقصیره منه
×توهم خفه شو کار همین دخترس ای کاش مثله مامانت توهم میمردی
(گریه)
همینطوری نشسته بودم روی زمین که یه مایه گرم از گوشه لبم جاری شد و چکید روی زمین فهمیدم لبم پاره شد همینطوری دستم روی لبم بود که از موهام گرفت وسرم را برد بالا
×بیا خونه تا بقیه را بهت نشون بدم امشب میکشمت تا دیگه قلدری نکنی
که بعد از این خرفش موهام را ول کرد و رفت که الا رفت سمت جیمین وزد توگوشش
¥دیدی چیکار کرد باهاش خوب شد این تازه اولشه بزار بره خونه دفعه اخرتون باشه یر راهمون سبز میشین فهمیدین به این نگاه کنین فقط نگاه کنین دیگه اطراف سوا نبینمتون فهمیدین(عصبی)
الا بیا بریم ول کن
¥نه خیر باید بهش بگم که چیکار بابات میکنه تا دیگه نیاند
الا گفتم بیا بریم(یکمی داد)
¥ساکت باش پارک جیمین بزار بهت بگم قرار چی پیش بیاد باباش امشب تا حد مرگ میزنتش و بعدم میدتش دست پسر عموش دست یه روانی که تا حالا باعث شده سوا ارزوی مرگ بکنه فهمیدی فقط وایسا وخوب تماشا کن(عصبی)
گفتم بیا بریم(عربده)
(خب دیگه بسه دستم شیکست و تا هفته بعد مغزهاتون رو تو هاونگ میزارم😂)
دیدگاه ها (۱۲)

قلدر مدرسهــــــــــــــــــــــــــــــــــپارت۴از زبان راو...

قلدر مدرسهـــــــــــــــــــــــــــــــــپارت۵✓یعنی چی عشق...

قلدر مدرسهـــــــــــــــــــــــــــــــــپارت۲(قرار مغزاتو...

ماشین الاکفش الاپرسینگ الاتتو روی پای الاناخن های الاتتو تو ...

پارت بیستو هشتمرفتم بیرونبله بابا؟بابام:دخترم یه لحظه بیا پا...

پارت بیستو یکمسلام بابا بابام:سلام خوشگل بابا خوبی ؟بیا شامت...

P19🧸 {طابع قوانین ویسگون}ویو جونگی:با سنگینی روی پلکام بیدار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط