سلام و درود به سیسی های فسیل خودم

سلام و درود به سیسی های فسیل خودم
😂👍🏻
ــآــقــاــیـــ . ــصــوــرــتــیــ؟🍓🍧
P:::۴
آخیــــش!بالاخره رفتن!منم دیگه برم خونه بخوابم!
ویولا رفت بیرون و ماشینش را روشن کردو به راه خانه ادامه داد. اما نمی‌دانست که کاکوچو با ماشین شخصی اش به دنبال او راه افتاده است تا خانه اش را پیدا کنید و به پلیس زنگ نزن و گذارش ندهد.
ویوی کاکوچو:
اوــــــــم،خونه ی خوبیه؛ماشین معمولی ای هم داره،یعنی تنها زندگی میکنه؟{آخه به توچه بچه؟؟}
ناگهان یک موتور آمد و کنار ماشین ویولا پارک کرد و بدو بدو رفت به سمت ویولا و از پشت زد تو سر ویولا. ویولا برگشت و آن پسر را دید و با خشمی غلیظ به دنبال او راه افتاد. حالا در آن کوچه خالی و ساکت،ویولا به فحاشی بدو،و آن پسر با کلمه ی «خودتی!»بدو،ویولا بدو،پسر بدو و ویولا بدو و... .
کاکوچو گفت:«یعنی،با دوست پسرش زندگی میکنه؟بعد چرا این پسر کوچیکه؟ نکنه پدوفیله؟یا داداششه؟»{گی خواری بِرار؟بزار مردم زندگیشونو کنن!!}
ناگهان ویولا ایستاد و نفس نفس زنان گفت:«اِد! ای ترسوی بزدل!مرتیکه ی مزخرف، وایسا!به حرف بزرگ ترت گوش کن وگرنه مجبورم با کمربند آشنات کنم!زبون نفهم!»
اد:«ببند بابا دلقک دیوث...تا الان کجا بودی؟...هاااا؟....گشنمه!...دارم سگ لرز میشم از گشنگی...بعد...تو سرکاری؟؟....»(نقطه ها نشانه ی نفس نفس زدنه)
«خفه...به مورد اورژانسی...داشتم...خودت از یه...فست فود شبانه...روزی...سفاش میدادی!..پولم که...داشتی...پس مشکل چی...بود؟»
«خیلی خوب باشه...بیا بریم داخل پیری...گشنمه...»
«پیری خودتی و هفت...جد و آبادت بچه...کونی...من فقط...۲۷...سالمه...»و پشت سر هم رفتن داخل.
پرش زمانی به فردا عصر،قبل اینکه ویولا بره سر کار(بلی...نویسنده به شدتتتت گشاد تشریف دارن...هیچ اعتراضی هم در کار نباشه که دیگه پارت نمیدم با تشکر👍🏻🗿✨✨):
ویوی ویولا:
اد:«هوی...پیری...شام چی داریم؟کی برمیگردی؟»
+:«پیری چیه بیتربیت! درست صحبت کن مثل آدم بگو عمه،دومن آره مثل دیشب دیر میام غذا سفارش بده»
اد:«اوووووو،ویولا...پارتنر پیدا کردی کلک؟!»
+:«خیلی بیشعوری...معلومه که نههه!سگ تو این وضعیت میاد ازدواج کنه؟»و چشم غزه ای به اد کرد و دوباره رفت به بقیه ی آرایشش برسه
اد:«ای کلک...تا کی فلک؟؟😉😏»
+:«اووو میبینم شاعرم شدی😏ولی نه ناموسا نه»
اد:«پس قضیه چیه؟؟😏✨»
+:«بعدا میگم😏✨»
اد:«اومممم،باشه باشه...یادت نره هااااا!😏✨»
+:«هه...باش...یادم نمیره نترس😏✨»
دیدگاه ها (۱۴)

درسته حمایت ها کم بود ولی خوب...بریم سراغ پارت هفتم...اینو م...

درود خداوند به لاشی های گرامی که کمممم حمایت می‌کنند...به خد...

واییییی سفید برفی رووووو😰💔

جوونحاج آقا انقد گاد نگاه میکرد دلم نیومد کات بزنم😂💔

ــآــقــاــیـــ . ــصــوــرــتــیــ؟🍓🍧P:::۵ویوی ۱۰ دقیقه قبل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط