{برده عمارت کیم}

پارت:۱
سلام من شین ات هستم ۴سالم بود که پدر مادرم فوت کردن من با خاله و دختر خالم زندگی می کنم
چند وقته صدای غرغر کردنای خاله رو می شنوم امروز می رم یک کاری پیدا می کنم و دیگه سمت خاله اینا نمیام
لباسم رو پوشیدم و  موهامو درست کردم یکم تینت زدم و رفتم صبحانه خوردم که خالم اومد

خ.ت کجا می ری
+می رم سرکار می خوام کارکنم
خ.ت باشه برو
ات رفت و کلی آگهی کاری خوند یکی از اگهی ها چشمش رو گرفت
خدمتکار برای عمارت کیم نامجون با شماره تماس گرفت
که صدای بمی از پشت تلفن اومد
.
.
_بله
+سلام برای آگهی زنگ زدم خدمتکار عمارت کیم نامجون
_اها یک ادرس می فرستم ۱۸:۰۰ اونجا باش
+ممنون آقای کیم
و قط کرد الان ساعت تقریبا ۴نیم بود ات رفت دوش ۵مینی گرفت موهاش خشک کرد و شونه زد
یک لباس مناسب پوشید و کمی میکاپ کفش هاشو پوشید الان ساعت ۵نیم هست تا اونجا ۳۰مین راه هست ات تاکسی گرفت و رسید اونجا کرایه رو حساب کر و رسید جلوی در عمارت که با چراغ های زر به شکل رویایی در اومده رفت جلوی در  و سه تقه به در زد که در ناگها باز شد
ولی کسی بازش نکره بود خودش باز شد
بگذریم ات رفت داخل و نگاه به دور و اطراف کرد
کسی تو عمارت نبود
با صدایی بلند گفت
+آقای کیم من اومدم
مردی با کت شرواری شیک از پله های مار پیچی شدیِ عمارت پایین اومد
_سلام خانم شین
+سلام
_بفرمایید بشینید که درمورد کار حرف بزنیم
نامجون نشست روی مبل و ات هم نشست
_خوب خانم شین برای چی می خواید خدمتکار شید؟
+پدر مادرم وقتی ۴ سالم بود فوت کردن بعدش با خالم و دختر خالم زندگی کردم تا الان ولی چند وقته خالم می گه که باید از پیششون برم
_اوه (ادمین:درمورد کار و اینا حرف زدن ات باید برای همیشه تو عمارت بمونه و کارای خونه رو انجام بده و خدمت کار دیگه ای نیست)



ات وسایلش رو جمع کرد و گذاشت تو اتاقی که بهش داده بودن
_ات  روی تختت یک لباس هست اونو باید بپوشی
ات رفت و لباسی که روی تخت بود رو برداشت

+کوتاه هست ولی قشنگه
لباس رو پوشید و رفت تا شام آماده کنه
_ات برای شام کیمچی و نودل درست کن
ات رفت و غذارو اماده کرد و چید روی میز
نامجون داشت فیلم می دید
ات رفت صداش زد
+آقای کیم شام حاضر شد
_باشه
نامجون داشت شام می خورد
+آقای کیم من برم

_تو شمام نمی خوری؟
+نه ممنون
_پس برو
ات روفت تو اتاقش یک تاپ صورتی با یک شروار کوتاه پوشید و خوابید
۳صبح:
+اه چقدر تشنمه
رفت تو آشپزخانه با همون لباس چون فکر می کرد
کسی نیست ولی
..........
__
پارت اول با بوس ادمین خدمتتون💋
دیدگاه ها (۲۰)

{برده عمارت کیم}

{برده عمارت جئون}

نام نام رمان جدید 🎀💋اسم:برده عمارت کیم ☆ژانر:اسمات،خشن، مافی...

سناریو:BTSوقتی شب لگد می زنی به دیکشون____________نامجون:آیی...

عشق شکوفه شده..پارت¹¹که یهو پاهاش لیز خوردات:ای من ریدم تو ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط