دستان مرا بگیر و رد کن از پچ پچ کوچه های بن بست

دستان مرا بگیر و رد کن از پچ پچ کوچه های بن بست
نامت وسط ستایش عشق از روز الست بوده و هست
ای پادشه نیاز دستان اعجاز طواف ماه و خورشید
سرخ است هنوز آسمان از خونی که به فرق کوفه پاچید
بیراهه نمی روم اگر باز چشم تو چراغ را باشد
ماه تو اگر بتابد ای عشق بگذار شبم سیاه باشد
من من رو به تمام خلق گفتم ای بغض غریب دردمندان
باید که شهید آسمان بود در برزخ حرص نان و دندان
باید هیجان رود باشی تا غربت سنگ را بفهمی
باید لب روزه خون بنوشی تا سفره ی تنگ را بفهمی
ای تاج سر تمام گیتی ای نام بلند اسم اعظم
هی بال رسیدن به لاهوت ای چار گل شکوه سبزم
ای کوه تورا به درد پهلو ، ای ابر تورا به چا
ای ابر تورا به چاه سوگند ، ای ماه تورا به فرق خونین
ای قبله تورا به راه سوگند
من بی سر و پا نیازمندم
تا دست تورا بگیرمش دست
دستان مرا بگیر و رد کن
از پچ پچ کوچه های بن بست
من بی سر و پا نیازمندم
تا دست تورا بگیرمش دست
دستان مرا بگیر و رد کن
از پچ پچ کوچه های بن بست
دیدگاه ها (۲۵)

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

خب در اینجا میخوام چصناله کن-الان که دارم توجه میکنم میبینم ...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} پارت دواونشب بود تونشبی که شیسه و...

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط