او مثل یک باد سرد پاییزی بود..

او مثل یک باد سرد پاییزی بود..
مانند گردبادی پر از شن و خاک
و من
آخرین برگ از یک درخت خشکیده

به سویم آمدی
چنان مرا در هم پیچیدی
که فرصت دست و پا زدن را از من گرفتی
به خود می گویم
این گردباد مثل نسیمی خنک
بر تنهای عمقم چه خوش نشسته است..
اما
تو همان گردبادی پر از شن و خاک ..
تک برگ رویایی !

m.h
دیدگاه ها (۶)

ترجمه‌ی شعرهایی از ژنرال پاییز

معروف آقایی

حسن روشان

♨️تسلط روسیه بر دو شهرک دیگر در جنگ اوکراین🔹به گفته وزارت دف...

♨️سید محمود نبویان در اعتراض به زندانی شدن رسایی نوشت:🔹 مذاک...

«فریادِ بهرامِ محمدی بر خاکریزِ هویّت: تقابلِ بمبِ بیگانه و ...

روز آتش نشان بهانه‌ای اسـت. برای تجلیل از آنانی کـه در بینِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط