رو به روی بار am
𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧
part:25
«رو به روی بار، 1۱:۱٠am»
از ماشین لوکسش پیاده شد.. سمت بار رفت و داخل شد.. همه چیز مرتب بود، دقیقا تضاد شب گذشته.
پسری که معلوم بود آنجا نظافت میکند با دیدن کیم کمی تعظیم کرد.
×خوش اومدید، مستر کیم
تهیونگ سری تکان داد و سمت مقصدش رفت.. درحالی که از پله ها بالا میرفت.. صدای بحث را شنید.. صدای جونگکوک و دختری غریبه.
از پله ها بالا رفت و با دیدن در باز اتاق سمتش رفت و به چارچوب در تکیه داد.
+مزاحم شدم؟
جونگکوک سرش را سمت کیم برد و سر جایش خشکش زد.
-تهیونگ..
+این خانم کی باشن؟
آنا جلو آمد و دست جونگکوک را گرفت.
~من دوست دخترشم.. تو کی هستی؟
کیم با شنیدن کلمه دوست دختر، مرد ابرویی بالا انداخت.
+آنا؟
آهسته با صدایی بم خنده ای سر داد.
+به نیویورک خوش اومدی، لیدی
~منو میشناسید؟
-آنا.. داشت میرفت..
+چرا؟ مگه تازه نیومده؟
-آره.. اما-
کیم رو به آنا کرد و با لحنی اغواگرانه وسط حرف جئون پرید.
+باهم نوشیدنی بخوریم؟
دختر که انگار از برخورد جذاب مرد خوشش آمده بود لبخندی زد.. بازوی پسر را رها کرد و با لبخندی رو به تهیونگ ایستاد.
~راستش.. با این رفتارتون نمیتونم نه بگم.
بازوی مرد را گرفت، کیم تکیه اش را از دیوار گرفت.
+پایین داخل ماشین جلوی بار متنظرم باش.. ما بعد تو میاییم، لیدی
آنا سری تکان داد و بازوی کیم را رها کرد.
~دیر نکنین
و رفت.
-اهم..
بعد رفتن آنا، کیم وارد اتاق شد و در را بست و پسر را به دیوار چسباند.
+بعد دیشب.. دلتنگم شدی که گفتی بیام؟
جئون مقاومتی نکرد..
-با آنا اینجوری رفتار نکن..
+چرا؟
پسر دلیل حس غریب دلش را نمیدانست.
نگاه مرد روی لب های پسرش ماند.
+حسودیت شد؟
-شاید
همین حرف کافی بود که آن فاصله چند سانتی بینشان از بین برود و لب های تشنه شان بهم برسند.
______________________________________________
اینم دو پارت خدمت شما.
ممنون از حمایت های قشنگتون خوشگلا
شرایط برای پارت بعد:
لایک ها: ۳٠
کامنت: ۴۵ (استیکر نباشه, حرف بزنین)
بازنشر: 15
دوستون دارم🎀✨
part:25
«رو به روی بار، 1۱:۱٠am»
از ماشین لوکسش پیاده شد.. سمت بار رفت و داخل شد.. همه چیز مرتب بود، دقیقا تضاد شب گذشته.
پسری که معلوم بود آنجا نظافت میکند با دیدن کیم کمی تعظیم کرد.
×خوش اومدید، مستر کیم
تهیونگ سری تکان داد و سمت مقصدش رفت.. درحالی که از پله ها بالا میرفت.. صدای بحث را شنید.. صدای جونگکوک و دختری غریبه.
از پله ها بالا رفت و با دیدن در باز اتاق سمتش رفت و به چارچوب در تکیه داد.
+مزاحم شدم؟
جونگکوک سرش را سمت کیم برد و سر جایش خشکش زد.
-تهیونگ..
+این خانم کی باشن؟
آنا جلو آمد و دست جونگکوک را گرفت.
~من دوست دخترشم.. تو کی هستی؟
کیم با شنیدن کلمه دوست دختر، مرد ابرویی بالا انداخت.
+آنا؟
آهسته با صدایی بم خنده ای سر داد.
+به نیویورک خوش اومدی، لیدی
~منو میشناسید؟
-آنا.. داشت میرفت..
+چرا؟ مگه تازه نیومده؟
-آره.. اما-
کیم رو به آنا کرد و با لحنی اغواگرانه وسط حرف جئون پرید.
+باهم نوشیدنی بخوریم؟
دختر که انگار از برخورد جذاب مرد خوشش آمده بود لبخندی زد.. بازوی پسر را رها کرد و با لبخندی رو به تهیونگ ایستاد.
~راستش.. با این رفتارتون نمیتونم نه بگم.
بازوی مرد را گرفت، کیم تکیه اش را از دیوار گرفت.
+پایین داخل ماشین جلوی بار متنظرم باش.. ما بعد تو میاییم، لیدی
آنا سری تکان داد و بازوی کیم را رها کرد.
~دیر نکنین
و رفت.
-اهم..
بعد رفتن آنا، کیم وارد اتاق شد و در را بست و پسر را به دیوار چسباند.
+بعد دیشب.. دلتنگم شدی که گفتی بیام؟
جئون مقاومتی نکرد..
-با آنا اینجوری رفتار نکن..
+چرا؟
پسر دلیل حس غریب دلش را نمیدانست.
نگاه مرد روی لب های پسرش ماند.
+حسودیت شد؟
-شاید
همین حرف کافی بود که آن فاصله چند سانتی بینشان از بین برود و لب های تشنه شان بهم برسند.
______________________________________________
اینم دو پارت خدمت شما.
ممنون از حمایت های قشنگتون خوشگلا
شرایط برای پارت بعد:
لایک ها: ۳٠
کامنت: ۴۵ (استیکر نباشه, حرف بزنین)
بازنشر: 15
دوستون دارم🎀✨
- ۲۵۹
- ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط