وقتی حسودی میکنه

وقتی حسودی میکنه

با جین توی کافه نشسته بودیم که دوستم هانول با دوست پسرش امد
براش دست تکون دادم*هانول *
&عه دختر توهم که اینجایی
*نمیخوای معرفی کنی *
&آها سوهیون ایشون هان سهو هستن دوست پسر بنده سوهو این خانم زیبایی که میبینی دوستمه کیم سوهیون
☆خوشبختم
*همچنین*
&راستی سلام سوکجین
*سلام *
*میگما هانول سلیقت خوبه ها خوش تیپ با شخصیت*
☆ممنون شما لطف دارید
مشغول حرف زدن بودیم که جین گفت
*سوهیون بریم خونه*
*باشه ... خوب بچه ها ما رفتیم از اشنایی باهات خوشحال شدم سوهو*
☆همچین
از کافه زدیم بیرون سوار ماشین شدیم توی راه هیچ کدممون کلام نکردیم
دیدگاه ها (۱)

وقتی برف بازی میکردید و....P²#خانم وقت تمومهجیمینی زود چشمای...

۰وقتی برف بازی میکردید و....P¹برف همه جارو سفید کرده بود جیم...

𝙋 :: 10ویو ا/ت ::وارد اتاقم شدم+ وای خدا این چرا هی بحث مافی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط