تو رسوایی منی

تو رسوایی منی
‏و مرا توان پنهان کردنت نیست
‏مثل زخمی خون‌ریز
‏تو خون منی
‏چگونه پنهانت کنم؟
‏چون دریایی خروشان
‏تو موج منی
‏چگونه پنهانت کنم؟
‏به‌سان اسبی سرکش
‏تو شیهه‌ی منی
‏چگونه پنهانت کنم؟
‏چون تپشی هراسان در قلبم
‏چگونه پنهانت کنم و نمیرم؟

💔🖤🥲🥀✍
دیدگاه ها (۰)

قصه ی دوست داشتن ما اینگونه بودیکی بود یکی نبود ، بی خیال قس...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هفتم: شلیک---چاقو پرواز کرد.به سمتِ ه...

📖 طنین سکوت (Echoes of Silence)پارت نوزدهم: اعتراف در غبارِ ...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط