من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم

من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم
تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی

خواهم که ترا در بر بنشانم و بنشینم
تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی

در سینه سوزانم مستوری و مهجوری
در دیده بیدارم پیدایی و پنهانی

از آتش سودایت دارم من و دارد دل
داغی که نمی بینی دردی که نمی دانی

دل با من و جان بی تو نسپاری و بسپارم
کام از تو و تاب از من نستانم و بستانی...
دیدگاه ها (۲)

💔 🍃 💔 🍃 💔 🍃 من خاکم و من گردم من اشکم و من دردمتو مهری و تو...

من خاکم و من گردم من اشکم و من دردمتو مهری و تو نوری تو عشقی...

من خاکم من اشکم و من دردمتو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جان...

❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ من خاکم و من گردم من اشکم و ...

من خاکم و من گردم من اشکم و من دردمتو مهری و تو نوری تو عشقی...

من خاکم و من گردم من اشکم و من دردمتو مهری و تو نوری تو عشقی...

چون زلف تو ام جانا در عین پریشانیچون باد سحرگاهم در بی سر و ...

چون زلف تو ام جانا در عین پریشانیچون باد سحرگاهم در بی سر و ...

چون زلف تو ام جانا در عین پریشانیچون باد سحرگاهم در بی سر و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط