ترسم آن روز بیایی که نباشد جسدم

ترسم آن روز بیایی که نباشد جسدم
کوزه گر کوزه بسازد ز خاک جسدم

لب آن کوزه بسازد زخاک لب من
بی خبر لب بگذاری به لبان جسدم


💌 💌 💌 💌 💌 💌 💌
دیدگاه ها (۳۳)

جرعه به جرعه میدهم شعر به نوش دلبرمدل که نکرد اثر به او شعر ...

آن عشق که در پرده بماند به چه ارزدعشق است و همین لذت اظهار و...

معلمی گفت : توانا بود هرکه... ؟ دانش آموز گفت : 'توانا بود...

السلام علیک یابن امیرالمؤمنین علیه السلام

اولین باری که دیدمت، تقویمِ زندگی‌ام ورق خورد…»یادم هست؛ هوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط