روزگار بدجور اینو بهم دیکته کرد!!!

روزگار بدجور اینو بهم دیکته کرد!!!



در دیاری ک در او نیست کسی یار کسی؛ کاش یارب نیفتد به کسی کار کسی،،،
دیدگاه ها (۴)

من زخم های بی نظیری به تن دارم؛ اما تو؛ مهربان ترینشان بودی،...

آمدنت را حیران بمانم ؛ یا رفتنت را مات؟؟؟ باد آورده را باد م...

خیلی زود می‌فهمی،
همه‌چیز را درآغوشِ من جا گذاشتی!مثلِ مـساف...

ای معنی انتظار یک لحظه بایست! دیوانه شدن بخاطرت کافی نیست؟؟؟...

مقصدی نیست بیا فلسفه بافی نکنیمهر کسی کار بدی کرد تلافی نکنی...

امروز می‌خوام عصر اضافه بمونم بیمارستان که کارام تموم بشه.از...

رمان عشق ممنوع

گاهی شنیدن یه کلمه...باعث میشه تموم بشی!یه حرفایی مثل سیلی م...

رمان دخت من

یعنی وقتی که به خیر گذشت ومن از راهنما رانندگی برگشتمحرفای م...

رمان عشق ممنوع

رمان تو خود منی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط