بازیدرخون
بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد نود دو🍷🔪
+ولی من دلم میخواد تو اصلا به من توجه نمیکنی
برای اینکه بهم شک نکنه
دوباره گفتم
+شاید زن گرفتی با زنت رو کار بودی بعد الان دلت من...
لب ا ش و گذاشت روی ل ب م
خشک شده به چشماش نگاه کردم که کام عمیقی از لبام گرفت
عقب کشید
+جوجه ام حسوده؟
اوهومی زیر لب گفتم
آروم سمت ویلا قدم برداشتیم ، یه باغ بزرگ بود
سرشو کج کرد سمتم
+تعقیبم کردی اوکی ! میبرمت داخل خونه ولی حق نداری بیای بیرون خب؟
با تعجب بهش نگاه کردم
جوری جدی حرف زده بود که هیچ چی جز باشه نمیتونستم بهش بگم
ولی دلیل حرفش و نمیفهمیدم
مگه اینجا برا خودش نبود؟
چرا نباید از ویلا نمیرفتم بیرون ؟
من دوست داشتم کل یان باغ و بگردم
تفریح کنم
+چرا؟
با جدیت گفت
_رقیب کاریم اینجاست نمیخوام ببینتت!
دلیلشم عجیب بود
باشه ای گفتم
پارت صد نود دو🍷🔪
+ولی من دلم میخواد تو اصلا به من توجه نمیکنی
برای اینکه بهم شک نکنه
دوباره گفتم
+شاید زن گرفتی با زنت رو کار بودی بعد الان دلت من...
لب ا ش و گذاشت روی ل ب م
خشک شده به چشماش نگاه کردم که کام عمیقی از لبام گرفت
عقب کشید
+جوجه ام حسوده؟
اوهومی زیر لب گفتم
آروم سمت ویلا قدم برداشتیم ، یه باغ بزرگ بود
سرشو کج کرد سمتم
+تعقیبم کردی اوکی ! میبرمت داخل خونه ولی حق نداری بیای بیرون خب؟
با تعجب بهش نگاه کردم
جوری جدی حرف زده بود که هیچ چی جز باشه نمیتونستم بهش بگم
ولی دلیل حرفش و نمیفهمیدم
مگه اینجا برا خودش نبود؟
چرا نباید از ویلا نمیرفتم بیرون ؟
من دوست داشتم کل یان باغ و بگردم
تفریح کنم
+چرا؟
با جدیت گفت
_رقیب کاریم اینجاست نمیخوام ببینتت!
دلیلشم عجیب بود
باشه ای گفتم
- ۲.۲k
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط