باران که شدی مپرس این خانه کیست

باران که شدی مپرس ، این خانه کیست
سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست
باران که شدی، پیاله ها را نشمار
جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست
باران ! تو که از پیش خدا می آیی
توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست...
بر درگه او چونکه بیفتند به خاک
شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست
با سوره ی دل ، اگر خدارا خواندی
حمد و فلق و نعره ی مستانه یکیست
این بی خردان،خویش ، خدا می دانند
اینجا سند و قصه و افسانه یکیست
از قدرت حق ، هرچه گرفتند به کار
در خلقت حق، رستم و موریانه یکیست
گر درک کنی خودت خدا را بینی
درکش نکنی، کعبه و بتخانه یکیست .
دیدگاه ها (۵)

ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺳﺎﺯ ﺗﻮ ﺁﻭﺍﺯ ﺟﺪﺍﯾﯽﺟﺎﻧﺎ ﻣﺰﻥ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﻣﺰﻥ ﺳﺎﺯ ﺟﺪﺍﯾﯽﺩ...

"دلم یک دوست میخواهد که اوقاتی که دلتنگمبگوید خانه را ول کن ...

اظهارنامه ای جهت استرداد عشق از دل من به مخاطب جهت استحضارفس...

حلالم کن اگر فردا از اینجا بی خبر رفتمشبیه شاعری تنها به روی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط