دلم می‌خواست؛

دلم می‌خواست؛
بین شب‌ها و روزهات،
بین دست‌ها و نفس‌هات،
بین بوس‌ها و لب‌هات؛
چنان سرگردان شوم
که نفهمم دنیا کدام طرف می‌چرخد...
دیدگاه ها (۱۰)

درد بےدرماڹ مڹ بودےو درمانم شدیآمدی ایڹ بار دیگـر راحت ...

چه میکنی باد!عطر موهاش را جای دیگری بپاش این خانه خودش ویرا...

ای نسیم، از کوی جانان میرسی آهسته باشهمرهت بــوی بهاری هست و...

مرا در قرنیه ی چشمانت.قرنطینه کن !!!

شبای مُحرّم همه زیر یه پرچم چه حالی داره نورٌ علی نور زیارت ...

🩷🌺#شیشه‌عطرِ‌بهار‌لبِ‌دیوار‌شکست🌺🩷.#دست‌هایم را بالا برده بو...

من عاشقِ شب هستم، نه برای سیاهی‌اش، بلکه برای آن سکوتِ نابی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط