.

.
آب جیره بندی شده بود

آن هم از تانکری که
یک صبح تا شب
زیر تیغ آفتاب مانده بود ،

مگر میشد خورد ؟

به من آب نرسید ،
لیوان را به من داد و گفت :

“من زیاد تشنم نیست ،
نصفش رو خوردم
بقیه ش رو تو بخور ،

گرفتم و خوردم”

فرداش بچه ها گفتن که
جیره هرکس نصف لیوان آب بود !
دیدگاه ها (۳)

بوی کباب

غواص به فرمانده اش گفت : اگر رمز را اعلام کردي و تو آب نپريد...

🌹شهید مصطفی صدرزاده🌹🌸مصطفی خودش میگفت : دفعه اول که به سوریه...

🌹شهيد حاج شیرعلی سلطانی 🌹:مسئول تبلیغات تیپ امام سجاد عليه ا...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۴ — نقشه‌ی رهاجونگکوک از صبح یک لحظه هم ...

فیک مافیاها پارت ۳۱ته: زود باش بانی بلند شوکوک: اههه بزار بخ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶 #پارت_70سر میز نشستم خواستم قاشقی...

وقتی بچتون گم میشه P³با یکم سردی گفت *عزیز دلم بازم باید حوا...

انتقام سخت Part: 4ات: لطفاجونگ کوک: به نفعت هس همکاری کنی وی...

شاهزاده دوست داشتنی من

🌹 My Dream 🌹Part ²²ایزابل 🌹 یونگی...یونگی...یونگی...یونگی بل...

I can be myself with himPart¹⁰¹هنوز شروع نکرده بودیم،که تهیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط