پدر آمد از راه

پدر آمد از راه
دست هایش خالی
کودکان چشم به دستان پدر …
سفره خالی را پدر از پنجره بیرون انداخت !
سفره قلبش را بار دیگر گسترد !
بچه ها آن شب هم ، مثل دیگر شبها یک شکم سیر محبت خوردند …
دیدگاه ها (۴)

جـانـها بـه فـدای قـلـب چاکت زینببــی تـــاب غــم مـزار پــا...

آقای روحانی؛ باید عزا بگیرید ‼ ️تعریف کردن رئیس سازمان سیا ا...

اے ڪاش ڪنارِ دست هم گریہ ڪنیمبا دیدڹ هر مشڪ و عَلَم گریہ کنی...

مݧ یڪبارعاشـــــق شده امعاشـــــق ڪسی ڪہ عاشق حسیݧ استومݧ با...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۰۴نفس هایش هر دقیقه به شمار میافتاد...

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۶۸مین جی با خود قسم خورد که راجب ما...

{ به آرامی نگاهی به اینه انداخت... آن اینه ی قدی، باعث شده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط