اردیبهشت...

اردیبهشت...
امان از این اردیبهشت
که تمامِ قندهای نخورده را هم
در دل من آب می‌کند
که انگار اصلاً عاشقم
که انگار تو اینجایی

و من
بی‌خیالِ تمامِ این خستگی‌های روزگارم
که انگار تو خبر از شکوفه‌ها آورده‌ای
که انگار تو در گوشم
صبحِ یک روزِ اردیبهشتی گفته‌ای:
بیدار شو جانم ..
اردیبهشت است...
دیدگاه ها (۲۵)

بعضی روزها هیچ شنبه اند !بی هیچ شعریهیچ قراری و هیچ دیداری ....

آرامــــم میکند...."بــــودنت"آرامــــم میکند..."دیدنت"آرامـ...

معمار دانایی ای معلمالفبا به دستم دادی تا دیو نادانی را در ج...

یک دوست داشتن هایی هم هست که از دور است و در سکوت که دلت ...

تمام ترسم از این است ڪهیڪ شب بخواهی به خوابم بیاییو من همچنا...

« یادم هست..... روزهای اول بود که خانه، دیگر آن خانه همیشگی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط