سناریو توکیو ریونجرز

سناریو توکیو ریونجرز
▪p1روز اول مدرسه▪

٭توضیح ا/ت یه دانش اموز انتقالی بود که تازه به ژاپن اومده و پدر مادرش
ولش کردن٭
. ویو ا/ت.
روز اول مدرست خیلی خستم صدای معلم اومد :خیلی خب ما امروز یه دانش اموز انتقالی داریم ا/ت بیا تو. ا/ت :سلام من ا/ت هستم 15سالمه از (* هرجا که دوست دارین*)اومدم. معلم:از ملاقاتت خوشبختم برو بشین.
میزت جلوی پسر کرموی کلاس بود چند دقیقه گذشت احساس کردی یکی داره با موهات ور میره بادست موهاتو صاف کردی ولی دوباره یه نفر موهاتو کشید. بلند شدی و چنان زدی تو گوش پسره که صداش تو کل کلاس پیچید مایکی که از اون موقع اومدی تو کلاس داشت نگاهت میکرد پوزخند زد. معلم داد زد چیکار میکنید ؟ همین الان برید دفتر. میخواستی از در بری بیرون که مایکی بهت گفت :بیا بشین. معلم که نمی تونست چیزی بگه نگاهت کرد و بعد چند لحظه دوباره به درس دادنش شروع کرد پسره هم که با نگاه مایکی مواجه شد رفت نشست.
٭بعد از مدرسه٭
ا/ت داشتی میرفتی سمت خونه که یهو دیدی مایکی با موتورش اومد جلوت. مایکی: بیا باهم بریم. ا/ت که انگار یکم به مایکی اعتماد داشت رفت سوار شد....
(اولین سناریوم بود امیدوارم خوشتون بیاد ببخشید کوتاه بود)
دیدگاه ها (۳)

سناریو مایکی پارت اخر

پارت دوازده یونگی: باشهلونا: ایولللللللللللللللل حالا بیا بر...

پارت 3

stolen

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

پارت ۲سه روز بعد_ساعت ۹ و ۵۱ دقیقه صبح_نویسنده "کارن":الان ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط