به خدا عشق به رسوا شدنش ، می ارزد ..
به خدا عشق به رسوا شدنش ، می ارزد ..
و به مجنون و به لیلا شدنش ، می ارزد ..
دفتر قلب مرا وا کن و نامی ، بنویس ..
سند عشق ، به امضا شدنش می ارزد ..
گر چه من تجربه ای ، از نرسیدن هایم ..
کوشش رود به دریا شدنش ، می ارزد ..
کیستم ، باز همان آتش سردی که هنوز ..
حتم دارد ، که به اِحیا شدنش می ارزد ..
با دو دستِ تو ، فرو ریختنِ دم به دمم ..
به همان لحظه بر پا شدنش ، می ارزد ..
دل من در سبدی ، عشق به نیل تو سپرد ..
نگهش دار ، به موسی شدنش می ارزد ..
سالها ، گر چه که در پیله بمانَد غزلم ..
صبرِ این کرم ، به زیبا شدنش می ارزد ..
و به مجنون و به لیلا شدنش ، می ارزد ..
دفتر قلب مرا وا کن و نامی ، بنویس ..
سند عشق ، به امضا شدنش می ارزد ..
گر چه من تجربه ای ، از نرسیدن هایم ..
کوشش رود به دریا شدنش ، می ارزد ..
کیستم ، باز همان آتش سردی که هنوز ..
حتم دارد ، که به اِحیا شدنش می ارزد ..
با دو دستِ تو ، فرو ریختنِ دم به دمم ..
به همان لحظه بر پا شدنش ، می ارزد ..
دل من در سبدی ، عشق به نیل تو سپرد ..
نگهش دار ، به موسی شدنش می ارزد ..
سالها ، گر چه که در پیله بمانَد غزلم ..
صبرِ این کرم ، به زیبا شدنش می ارزد ..
- ۲.۳k
- ۱۱ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط