می شود در امتداد یک شب تاریک و سرد

می شود در امتداد یک شب تاریک و سرد
چون عروس آسمان یک لحظه خورشیدت شوم
یا که چون نوری که می تابد ز ماه مهربان
روشنی بخش دل و دیده ، و امیدت شوم
می شود هر صبح با بانگ خروس عاشقی
نغمه خوان خانه ات گل بانگ توحیدت شوم
در پس هر خاطره با زخم های شوم آن
می شود آغاز گرم صبح تردیدت شوم
رفته رفته با نوازشهای پر مهر خودم
چلچراغ چشم تو با قلب اسپیدت شوم
فصل اخر از کتاب عاشقی ها را کمی
در کنارت خوانده و اسباب تمجیدت شوم
دیدگاه ها (۸)

" انچه کردی با دلم ای عشق با جانم نکن "ترکشی از روی مست...

مثل ابری یخزده امد مرا بارید و رفت سیل غم را دید در چش...

نفرین به شب و حالت بی روح روانشنفرین به سکوتی که شده...

تا نوشتم شعر نم نم زیر چتر عاشقی رعد برق بی وفایی بوسه بارا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط