باخبر گشته ایای یار که فقط مال منی

باخبر گشته ای،ای یار که فقط مال منی ؟
روشنی چشم منو خوبیه این حال منی ؟

بودنت عشق نفس شعر هوا بوسه بغل
توبمان به یاد من تو که فقط مال منی

از همین فاصله ها بوسه فرستم به لبت
نفسی عمر منی عشق منی یار منی

چشم زیبای تو ارامش بیقراری ام
چندروزیست که تو شکفته ته فنجان منی

(بیقرار توام و در دل تنگم گله هاست)
توام این حال مرا داری و دنبال منی ؟

نفسم عمرم عزیزم خوش سخن ارامشم
تو خدای این وجودی تو فقط مال منی
دیدگاه ها (۳)

ناز چشمت می خرم، بایدبمانی پیش من....دم به دم عاشق ترم، باید...

دام دگـر نهاده‌ام تـا کــه مگــر بگیرمشآنـک بجســت از کفــم ...

می گویند هر وقت خواستی پارچه‌ای بخری؛ آنرا در دستت مچاله کن ...

ﺧــــﻤــــﺎﺭﯼ " ﻧـــﺒـــﻮﺩﻧﺖ " ﺭﺍ ﻣـــــﯿﮑﺸﻢ ..ﺍﻣـــــﺎ ﻫـــ...

با حالتی نزار گرفتارِ خود شدمبا چشم اشکبار گرفتارِ خود شدمگر...

بَـرآیِ هَمیشِه، هَمیشِه و هَمیشِهتکپآرتی jkیه پآرتی سادهیه ...

سناریو استری کیدز وقتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط