عاقبت عشقت به قلبـــم هم اصابت می کند

عاقبت عشقت به قلبـــم هم اصابت می کند
عاشقی مُسریست,یک روزی سِرایت می کند

درد و درمانم شدی آنگاه گفتی: "خوبِ من
دل به راهِ عاشقی بر درد عادت می کند"

آنقدر خوبی کلامی هم نگویی , قصّه ای
چشمت از هر رازِ سربسته حکایت می کند

از کنارم کم گذر,گر عطرت از هوشم برد
شور شیدایی گذر از بی نهایت میکند

گفتمت این دلبریها کم کنی, کمتر نشد
رهزنی گشتی که جادویِ تو غارت می کند

جانم از تن می گریزد بر نمی آرد نفس
تا هوا خواهِ تو شد بر من خیانت می کند

نذر کردم عشقِ ما ماند به دور از چشمِ بد
حاجتم را مهرِ چشــمانت اجابت می کند
"
دیدگاه ها (۱)

زیر باران هیچ قلبی خالی از یک عشق نیستنمره عاشق شدن در زیر ب...

سالها رفت و هنوزیک نفر نیست بپرسد از منکه تو از پنجره عشق چه...

سوخت جانم در غم عشق تو نازت تا به کی؟دست من کوته ز گیسوی درا...

چرا نمی کُشد مرا ، خدای چشم‌های تومیان آب و آتشم برای چشم‌ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط