گفتمش نقاش را اوج محبت را بکش

"گفتمش نقــــاش را" اوجِ محبت را بکش
پابرهنه روزِ محشر، حضرتِ طاهـــا کشید
گفتمش نقشی زقبرِ مـــــادرم زهرا بکش
دیدمش تصویر را از حیدرِ تنـهــــــا کشید
گفتنش خواهم بدانم، قبرِ مــادر در کجاست
دیدمش در شهرِ قم،تصویری از زهرا کشید
گفتمش جــانِ حسن،این تیرها از بهرِ چیست
دیدمش تـــابوت را بــر شانه ی سقا کشید
گفتمش نقشی بزن تـــــا غم زدل آید برون
دیدمش تصویر را از مهدیِ مــــــولا کشید
گفتمش فرطِ عطش، تــاب و توانم برده است
اصغرِ بی شیر را در ظهرِ عـــــاشورا کشید
گفتمش امیدِ بــــابــــا از چه گشته نـا امید
اکبرِ غرقه به خون، در لشکـــــرِ اعدا کشید
گفتمش آیــــا یتیمی، دردِ بی درمـــان بود؟
در خرابــه‌، یک سه ساله،بـــا سرِ بابا کشید
گفتمش بعدِ حسین،بـــر زینبِ کبری چه رفت
دیدمش بزمِ شراب و زینبم آنجــــــــا کشید
گفتمش آیـــــــــــا علمداری بُده گریه کند؟
مشکِ پاره،اشکِ سقا، بـــر لبِ دریــــا کشید
گفتمش در عصرِ عاشورا چه شد در خیمه هــا
کودکانی مضطرب، بـــــــا زینبِ کبری کشید
گفتمش نظمِ زمین و آسمـــــــــان برهم بزن
خنجری آغشته را از خــــــــونِ ثارا... کشید
گفتمش مردانگی، آیــــــــــا بود اندر زنان؟
پیکری را تکه تکه، منتهـــا زیبـــــــــا کشید
السلام_علیکم_یا_اهل_بیت_النبوه
دیدگاه ها (۱۳)

‍ ‍ ‍ اینجا کربلااینجا ..خونی می شویدآبروی قابیل راو امضاء م...

دوست دارم با تو دوست باشم عیب این خواهش کجاست؟باتو بودن ، شع...

روز_تاسوعا_تسلیت▪️وَ خَسَفَ الْقَمَرُ ...و مـاهدر فـراتغـروب...

عطشان، بسلامت همه با جام حسین(ع)بی تاب دلان به نوحه، آرام حس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط