خودم را به تخت بستم

خودم را به تخت بستم
تو را ترک کنم

به خواب ِ تو عادت کردم!
دیدگاه ها (۳)

حوّا که بغض کُندحتّی خدا هم اگر سیب بیاوَرَدچیزی بجز اغوش آد...

آخر به چه درد می خوردآفتاب اسفنداین که جای پای تو راآب کرده ...

دلم می خواهد کاغذی بردارمبچسبانم روی دیوارهای شهررویش بنویسم...

می گفتندتنها چیزی کههمه ی درد ها را دوا می کندعشق استپیدا بو...

باید اصلاحش کنم من زود عادت نمیکنم ولی اگه عادت کردم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط