می‌گفت که: پیدا کردنِ نیمه گمشده، مثل بازی با

می‌گفت که: پیدا کردنِ نیمه گمشده، مثل بازی با
خمیر می‌مونه! وقتی می‌گردی دنبال نیمه
گمشدت منتظری کسی پیدا شه که همان طوری
که تو هستی زندگی کنه آهنگ گوش بده فکر کنه
حرف بزنه! درست مثل یه نیم کره فلزی که
واسه کامل شدن، دنبال یه نیم‌کره دیگـه می‌گرده
بعد یه آدم خمیری پیدا می‌شه کـه می‌تونه تغییر
شکل بده مثل تو زندگی کنه آهنگ گوش‌بده
فکر کنه، با خودت می‌گی این همونه که دنبالش
بودم اما خوب اون "خمیریه" موندنی نیست! تو
تو سختی‌ها کم میاره، با اولین ضربه
«شکلش عوض میشه، وا میره، از دست میره»
چند وقت بعد می‌بینی نیمه گمشده کسی شده
که هیچ شباهتی به تو نداره!
می‌گفت حاضرم نیمه گمشدم یه مثلثِ متساوی
الاضلاع باشه، اما بمونه...
دیدگاه ها (۱۲)

آن کیست که باز آمد و در بزم نظر کردجان و دل ما از نظری زیر و...

به انتظار که می‌نشینمدر گلوی بغض گیر می‌کنم.. تااز نو وارثِ ...

گـذشـت زمـان ڪسـی رو عـوض نـمـیـڪنـهفـقــط بهـــتو یــاد میـ...

بــه هــم نمیڔسیــماݥـــــابھتــریــــــــنغـریبـــه اٺ میمـ...

تا ابد کنار تو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط