از بـس کـه غـم تـو قـصه در گـوشم کــرد

از بـس کـه غـم تـو قـصه در گـوشم کــرد

غـم هـای زمانـه را فـرامـوشم کــرد

یـک سیـنه سخن بـه درگـهت آوردم

چـشمان سخـنگـوی تـو خـاموشم کـرد.
دیدگاه ها (۱)

روزهایـی کـه بـی تـو می گـذردگـرچه بـا یـاد تـوست ثـانـیه هـ...

می خواهم و می خواستمت تا نفسم بودمی سوختم از حسرت و عشقِ تو ...

بگذار سر به سینه من تا که بشنوی آ...

هیـچ جـز یـاد تـو ، رویای دلاویـزم نـیستهیـچ جـز نـام تـو ، ...

ورق بزنید.....

جمعه ها را همه از بس که شمردم بی توبغض خود را وسط سینه فشردم...

ڪجایـے داغِ بـــــے پایان💔✍️هنوز دستان لرزان تاریخ چون قلب ه...

https://wisgoon.com/v/2WIGFXH5J0

ڪجایـے داغِ بـــــے پایان💔✍️هنوز دستان لرزان تاریخ چون قلب ه...

«در نگاهت، تمامِ جهان‌هایِ گم‌شده را یافتم، در لبخندت، میانِ...

.یک روزکه حال دلم بهتر شد،برای تمام روزهاییکه دوام آوردم،آرا...

#کجایی داغ بی پایان😭🖤💔#آقا جان♦️✍️ هنوز #دستان لرزان #تاریخ ...

ولی‌حس‌میکنم تو واکسن‌های‌کرونا غم و اندوه‌بودکه از سال ۹۸ ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط