زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند.

زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند.
پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت و پیرزن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو به حساب بهانه گیری های او می گذاشت.
این بگو مگوها همچنان ادامه داشت تا اینکه یک روز پیرمرد برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خروپف می کند و آسایش او را مختل می کند ضبط صوتی را آماده کرد و شبی همه سر و صدای خرناس های گوشخراش همسرش را ضبط کرد.
پیر مرد صبح از خواب بیدار شد و شادمان از اینکه سند معتبری برای ثابت کردن خروپف های شبانه او دارد به سراغ همسر پیرش رفت و او را صدا زد، غافل از اینکه زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته بود!
از آن شب به بعد خروپف های ضبط شده پیرزن، لالایی آرام بخش شبهای تنهایی او بود!
دیدگاه ها (۱)

Wooden doll 🍂 با آخرین تراش ، براده ای کوچک بر پارکت های رنگ...

★彡   Part 41 彡★ فکر میکردم بالا پایین رفتن از این همه پله کا...

🔥 حامیان اغتشاشگران و شعار «زن، زندگی آزادی» چه کسانی هستن؟1...

فاصله یک لبخند تا جنون

نقد فیلم «در آستانه‌ی جنگ»

ادامه¹ + واقعاً که! آدمو می‌دزدین، بعد حتی حاضر نیستین پول ش...

رفت و تکونش داد. بدون اون نمیتونست از این جنگل بی انتها بره ...

تکاپو پارت 104:چاقو🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍ایستگاه قطار متروکه...باد از می...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:13دستان پسرک یخ زد.با قدم های لرزان سمت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط