برسر کوی تو بنشینم وفریاد کنم عقده دل بگشایم ز دو چشمآن

برسر کوی تو بنشینم وفریاد کنم، عقده دل بگشایم ز دو چشمآن سیه یاد کنم،،یاد ایام گذشته کنم و زاربگریم ازدل،،،آتش افتاده به نیزار وزدلدار همی
یادکنم،،، مانده فرهاد وکلنگ و خبر رحلت شیرین ای داد،،،،یاد آن غمزده مجنون در لیلی و فریاد کنم،،،درغم دوست چه آسان بود از ناله وهجران مردن،،،یاد لیلی کنم و گریه بر این کشته بی تاب کنم،،،روز وصلت چورسد من چه کنم ازشادی،،،ترسم از شادی این وصل به غیر خود حق سجده کنم....
(شعر از خودم تقدیم به همتون)
دیدگاه ها (۳)

هنر

خوشکله زندگی

آنجا برم که شرابم نبرده است. فریاد عشق باشد وشوق نگاه مست،ای...

بازارمسگرها.اصفهان میدان امام

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط