.

.
.
اگر اینڪہ نمیبندم
بہ تو من دل بدون اینهـ
تو رویامو عوض ڪردی
شدم رنج و غم و ڪینهـ
مثہ یڪ خاڪ بودے ڪهـ
نشستے رو سرم انگار
نگو اصلآ نبودے تو
نڪن این حالتو انڪار
میدونم ڪہ بد آوردم
ڪنارت بازے و باختم
بہ دست این دو دستا من
یہ گور آتشین ساختم
خودم رو دفن ڪردم توش
نبینم دیگہ انگاری
نگے استغفراللہ ڪهـ
یہ وقتایے دوسم داری
فراموش میڪنم هـربار
برو از یاد من بیرون
نہ لیلا بودے با من تو
نہ من میشم برات مجنون
دیگہ این قصہ پایانو
دلم از غصہ طوفانی
تمام حال و روزم رو
هـمون بهـتر ڪہ میدانی...!!!
.
.
ترانہ از
محمد اڪبرجانی
.
🎀🎀🎀
#تنهایی
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

بخش دوم part 62تهیونگ« داداشی؟ شاید این سوال یکم شخصی باشه و...

#سناریوموضوع:( وقتی عصبانی هستیم و اونا تحر٫یک میشن )«ورژن ز...

#چندپارتیتو قطعا یه پسر انسان نما هستی!لینو/ا.تP:4مینهو تو ا...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p3 اخر(چند شب بعد)کم ک...

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۳(last part)+کوک م...

★ازدواج اجباری...p⁵بعد رفتن خانواده ها با پتویی که پیچیده بو...

#تکپارتیموضوع:(وقتی برای اولین بار رفتی خونشون دورهمی و با د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط