استدلال منطقی

استدلال منطقی

چند کودک با یکدیگر مشغول بازی بودند ، ناگهان زنی از دور پیدا شد و کودکی را از آن میان صدا کرد و لحظه یی چند با آن کودک نجوا کرد .

پس از آنکه کودک بازگشت هم بازی های او اصرار کردند که از صحبت او با آن زن مطلع شوند و به دور او حلقه زدند !

کودک از آنها پرسید :

آیا شما می توانید یک راز مهمی را پیش خود نگهدارید ؟!

همه با صدای بلند فریاد کردند :

آری ، آری !

کودک گفت :

من هم همینطور !
دیدگاه ها (۱)

دلتنگمو خیال توپونه ای خشک استدر دستانمکه هر چه بیشتر خُردش ...

با این همه-أی قلب در به در!-از یاد مبرکه ما-من و تو-عشق را ر...

Oh little girl how pretty you areYou look like your motherYo...

Feather in the Flames:Winged Life FinalistFarmers in Singur,...

پارت ۱۲از انطرف، کاکاشی و رین زودتر از همه رسیده بودند، کمی ...

پارت ۲۹توی کل این چند روزی که رفته بودند سفر، مادارا از ته ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط