یاد آن روزی که تختی و حیاطی داشتیم

یاد آن روزی که تختی و حیاطی داشتیم
قُل قُل قوری و قلیان و بساطی داشتیم
عطر آویشن، ردیف استکان های بلور
زندگی شیرین تر از چای نباتی داشتیم
مادری فیروزه تر از آسمان مخملی
سایه ی مهر پدر، ظهر صلاتی داشتیم
خانه ای گرچه کلنگی خالی از اندوه و غم
باخبر از حال هم شور و نشاطی داشتیم
نم نم چنگ و رباب و گلنراقی و قمر
هر شب جمعه که میشد سور و ساتی داشتیم
نرده های غرق پیچک، پله پله اطلسی
گام پاورچین و غرق احتیاطی داشتیم
شرشر فواره روی رقص ماهی های حوض
شور و شوق و خاطر پُر انبساطی داشتیم
ساده مثل آفتاب آمده ،از پشت کوه
بی خجالت لهجه ی اهل دهاتی داشتیم
حافظ از شاخه نباتش، سعدی از سیمین تنش..
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتی داشتیم
عکس ما را قاب کن هرچند با گرد و غبار
تا که خوشبختی بداند خاطراتی داشتیم
دیدگاه ها (۳)

یاد آن روزی که تختی و حیاطی داشتیمقُل قُل قوری و قلیان و بسا...

یاد آن روزی که تختی و حیاطی داشتیم قُل قُل قوری و قلیان و بس...

یاد آن روزی که تختی و حیاطی داشتیمقل قل قوری و قلیان و بساطی...

🌀 یادش بخیر❤ ️یاد آن روزی که تختی و حیاطی داشتیمقُل قُل قوری...

یاد آن روزی که تختی و حیاطی داشتیم قُل قُل قوری و قلیان و بس...

یــادِ آن روزی کـــه تختــــــی و حـــــیاطــــی داشتیـــــم...

یــادِ آن روزی کـــه تختــــــی و حـــــیاطــــی داشتیـــــم...

یاد آن روزی که تختی و حیاطی داشتیم قُل قُل قوری و قلیان و بس...

یاد آن روزی که تختی و حیاطی داشتیم قُل قُل قوری و قلیان و بس...

یاد آن روزی که تختی و حیاطی داشتیمقل قل قوری و ایوان و بساطی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط