تب کرده ام پیراهنم ویروس دارد

تب کرده ام پیراهنم ویروس دارد

گلبته هایش داغ نامحسوس دارد

 

من دیده ام در تب می افتد ماه در حوض

ساعت هم آنجا گردش معکوس دارد

 

باور کنید آقا اجازه! دست من نیست

این عشق تنها با جنون تکمیل می شد    

 

از برف شبهای زمستانی بپرسید

وقتی می آمد مدرسه تعطیل می شد

 

سر زد شبیه آفتاب از پشت دیوار

مهتاب را در آسمانت خط خطی کرد

 

تا من به چشمت ماه پیشانی بیایم

قلب تو را مانند بمب ساعتی کرد

 

از روستاهای خیالی می گذشتیم

آنجا زنی با خاطراتش شال می بافت

 

با بافه ای از جنس رویاهای رنگین

هر شب برای یک مسافر فال می بافت

 

تب کرده ام، هذیان برایت می نویسم

مغزم پر است از فکرهای اشتباهی!

 

بگذار حالت را بپرسم گرچه دیر است

عالیجناب شعرهایم! روبراهی؟

 

# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۱)

سلام دوستان خوبم ، صبح همگی بخیر

چشمها – پنجره‌های تو – تأمل دارندفصل پاییز هم آن منظره‌‌‌ها ...

شبیه باد همیشه غریب و بی وطن استچقدر خسته و تنها، چقدر مثل م...

می خواهمت چنان که شب خسته خواب رامی جویمت چنان که لب تشنه آب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط