و حضورت

#حضورت..
برگهای سفیدِ مریم را
بر انگشتانِ نسیم می رقصاند..
در من دخترکی
به عشقِ #تو
تابستان پوشیده،
و سبدسبد
لبخندهای داغِ تو
بر #لبانش ریسه می رود...
دیدگاه ها (۱)

#به پاهای خودتموقع راه رفتن نگاه کن....داٸما یکی جلو هست و ی...

#تنها عابر ِ مست ِ کوچه های آغوشت منم....آنقدر سینه هایت را ...

#از آن غرور لعنتیش که بگذریم ... #برقِ_چشمانشه...

بعضی هازندگی شان شده مثلِ سلف سرویس!از هر آدمی قسمتی را داخل...

زندگی راز بزرگی است که درما جاری استشب آرامی بودمی روم در ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط