گیسوی ارباب

#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "

#𝐏𝐀𝐑𝐓.44

یکم تعلل کرد ولی در اخر دراز کشید موهاش پوست رون پامو لمس کرد که یک آن مورمورم شد
دستامو روی شقیقه هاش گذاشتم و اروم اروم ماساژ دادم

{ارتوش}

سرم که روی پاهاش فرود اومد حرارت بدنش حس خوبی بهم منتقل کرد
دستاش روی شقیقه هام دورانی حرکت میکرد هرلحظه منو بیشتر توی خلع ارامش فرو میبرد چشمای بستم گرم شدو به خواب رفتم

***
بعد از یه خواب خوب که حسابی بهم چسبید لای چشمامو باز کردم
بلند شدم و توی جام نشستم و یک کش‌و قوسی به بدنم دادم
که تازه متوجه حالت حورا شدم نشسته خوابیده بود که من بیدار نشم
اروم یه دستم رو گذاشتم پشت کمرش و اون یکی دستمو بردم زیر پاهاش و بلندش کردم اروم روی تخت خوابوندمش و پتو رو انداختم روش
به سمت حمام رفتم بعد از یه دوش بیست دقیقه‌ای از حمام اومدم بیرون به سمت کمدم رفتم...
دیدگاه ها (۲)

#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "#𝐏𝐀𝐑𝐓.45 یه شلوار مشکی با یه...

#ناشناس

#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "#𝐏𝐀𝐑𝐓.43{حورا}از صبح همش دار...

#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "#𝐏𝐀𝐑𝐓.42{ارتوش}سه ساعته توی ...

#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "#𝐏𝐀𝐑𝐓.32{ارتوش}ماشین که وایس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط