گفتم خدایاچگونه آغازکنم؟؟

گفتم خدایاچگونه آغازکنم؟؟
گفت به نام من
گفتم خدایاچگونه آرام گیرم؟؟؟
گفت به یادمن
گفتم خدایاخیلی تنهایم؟؟؟
گفت تنهاترازمن؟
گفتم خدایاهیچ کسی کنارم نمانده؟؟؟
گفت به جزمن
گفتم خدایاازبعضی هادلگیرم
گفت حتی ازمن؟
گفتم خدایاقلبم خالیست
گفت پرکن ازعشق من
گفتم دست نیازدارم
گفت بگیردست من
گفتم بااین همه مشکل چه کنم؟؟؟
گفت توکل کن به من
گفتم احساس میکنم خیلی ازت دورم
گفت نه،نزدیکترین به تو ،من
گفتم برای ارزوهایم چه کنم؟؟؟
گفت تلاش،به امیدمن
گفتم چگونه ازین دنیادل بکنم وبرم؟؟
گفت به امید دیدارمن
گفتم چگونه پایان دهم؟؟؟
گفت حافظ ونگهدارتو،من
گفتم خدایاچرا اینقدر میگویی من؟؟؟
گفت چون من ازتوهستم وتوازمن...
باخداباش وپادشاهی کن..
بی خداباش و هرچه خواهی کن
لحظه هاتون خدایی...
دیدگاه ها (۱)

مرا ببخش که ساده بودنم دلت را زد...مرا ببخش اگر عشق ورزیدنم ...

داستان خیلی قشنگیه کاسه ی چوبیپیر مردی تصمیم گرفت تا با پسر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط