آن چنان مست کنم روح بچرخد در من آن چنان نعره زنم سقف زمین

آن چنان مست کنم روح بچرخد در من آن چنان نعره زنم سقف زمین چاک شود آنچنان شانه بلرزانم وهی هی بکنم که برای همه دشت خطرناک شود این تهوع ک مرا هست تو را خواهد کشت آنچه من خورده ام از حد خودم بیشتر است می رود بمب دلم فاجعه آغاز کند هر کسی دور تراست عاقبت اندیش تر است ناگهان شد که زنین نبض جنونش زد و بعد خونم از حلق به جوش آمد و نابود شدم در جهانی ک پر از فرضیه های شدن است واقعا سوختم و باختم ک دود شدم آنکه جان کند و خطر کرد و به بالا ن رسید آنکه دائم هوس سوختن ما میکرد آنکه از هیچ نگاهی ب تماشا نرسید کاش می آمد و از دور تماشا میکرد ....
me
دیدگاه ها (۴)

کسی نجابت رقص تو را نمیفهمد.....

خرابم مثل خرمشهر ولی تو خرم آبادی....me

.....

آریایی حرف میزند...آلمانی ناز میکند...فرانسوی میبوسد...کوبای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط