اتفــاق بزرگ زندگــی ام ! کــی می افتی میـــان آغـ

اتفــاق بزرگ زندگــی ام ! کــی می افتی میـــان آغــوشم؟
من که عمری نخورده مست توام ،کی تو را جرعه جرعه می نوشم؟

کی قرار است آنکه می خواهم ، ته فنجـان فال من باشی؟

یا که اصلا بگو چگونه؟ کجا؟ کی قرار است مال من باشی؟

این سوالات مرد زندانی ست ، در اتاقی کـه عین سلول است

در قبال دلی که می شکند ، آنکه رفته همیشه مسوول است

بار ِ سنگین رفتنت را بر ، شانه ی لاغر من افکندی

بر درختی که قامت من بود خاطره روی خاطره کندی

من سفر کرده ام تو را در شعر تا همانی شوم که می خواهی

مرکــز ثقل این دگردیسی ، نقطــه ی عطف این فرآیندی

با روش های چاله میدانی ، شب به شب مثل عصر مشروطه

با دو تا چشم های قزّاغت، مجلسم را به توپ می بندی

چله می گیرم از همیــن امشب تا به رویـا ببینمت شاید

ذکر "امن یجیب...." می خوانم ، تا به کابوس ها نپیوندی

در حضور مبارکت ای عشق ، کفرگویی چقدر شیرین است !

"وحده لا اله الا .... " تو .... تــو دقیقـــا خود ِ خداوندی !
♥
دیدگاه ها (۱)

پروانه جان

***ابریشم نیمه شب***### پارت ۴: قراردادِ سیاههنوز سرمایِ نگا...

*^.قانون خشونت.*^

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³ویو میکا_____همان شب، ا...

Otagh baghli Part 55«ویو جونگکوک‌»جرعه ای از قهوه ام خوردم و...

پارت ۸کاور جدید رمان ام)))                           مجسمه. ...

اسیر مافیا پارت ¹ویو ا.ت با صدای زنگ گوشیم از خواب بیدار شدم...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝘼𝙛𝙩𝙚𝙧 𝙎𝙩𝙤𝙧𝙮 : (real end)تهیونگ کی...

پارت ۵۶ آریانا هنوز نمی‌توانست باور کند.تهیونگ واقعاً زنده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط