+سلام عزیزم روزت چطور بود

+سلام عزیزم روزت چطور بود
_سلاممم. روز خوبی بود تو چطور؟
+منم...
_الکس کو؟
+الکس رو بردم خونه دوستش گذاشتم تا یه ذره با هم بازی کنن قراره یک ساعت دیگه هم برم دنبالش.
_اهووممم. وایی جونگ کوکا بگو امروز چه پرونده ای اومد دستم.
+(بعد از نوشیدن یک قلوپ از قهوه اش) چه پرونده ای چاگیا؟
_پرونده بزرگترین مافیای اسیا. باورت میشه تنها اطلاعاتش همین بود.
+(سرف کردن)
_جونگ کوکا حالت خوبه؟(نگران)
+(بعد از اب خوردن)
+اره بهترم پرونده ی خیلی خطرناکیه چرا انتقالش ندادی به یکی از کارمندات؟
_واقعیت خودمم یه مقدار کنجکاو شدم(شیطون گفت)
+اوه واقعا؟ موفق باشی(لبخند نگران)
نگاه به ساعتم کردم +اوه چقدر زمان زود گذشت باید برم دنبال الکس
_باشه چاگی. مراقب خودت باش
+تو هم همینطور عزیزم:))
_کوک رفتش، مم حوصله ام سر رفت و گوشی بازی داشتم میکردم که یه پیام از طرف یه ناشناس اومد.
پیام:
تو حتی نمیدونی با کی داری زندگی میکنی.اگر میخوای بدونی به این مهمونی که دعوت شدی بیا اونموقع از تمام چیز هایی که باید چندین سال پیش متوجه میشدی باخبر بشی.
شرطا:
۴لایک
۲کامنت
دیدگاه ها (۳)

وقتی دوست صمیمی هستین ولی دوست دختر داره ولی یه روز . . ._آر...

پارت دو قرمزی 😗🤷🏻‍♀️ ببخشید اگه دیر شود 🙇🏻‍♀️🫠ویو اتکه یهو د...

پارت نهمممم

تکپارتی𝕁𝕀𝕄𝕀ℕ ♥🍷شخصیت ها: جیمین. لیا. کیا. یونگی. ادمین: امید...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

𝐀 𝐕𝐨𝐰 𝐁𝐞𝐧𝐞𝐚𝐭𝐡 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝 𝐌𝐨𝐨𝐧Season1PART³(چه‌رین+)(تهیونگ–)(ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط