ا این من و هجر تو و حال به هم ریخته ام

ا این من و هجر تو و حال به هم ریخته ام

رحم کن بر من و احوال به هم ریخته ام

منم آن عاشق جامانده ی روز عرفه

سر به زیرم سر اعمال به هم ریخته ام

آرزو داشتم امسال بیایم عرفات

گریه دار از غم هر سال به هم ریخته ام

هر دل آشفته پی هم نفسی می گردد

چند وقتی است به دنبال به هم ریخته ام

به گمانم که قرار است نبینم رویت

با غمت خورده رقم فال به هم ریخته ام

درد، بالاتر از این نیست برایم انگار

دوری از توست در اقبال به هم ریخته ام

خوش به حال شهدایی که سبکبال شدند

به پریدن نرسد بال به هم ریخته ام

همه دلشوره ی من ماه محرم باشد

مادرت با خبر از حال به هم ریخته ام

به تو و گریه هنگام غروبت سوگند

فکر جدّ تو و گودال به هم ریخته ام

چه کنم دست خودم نیست دلم بی تاب است

وقت آوارگی قافله ی ارباب است
دیدگاه ها (۱)

اسم رمان گوهر مارگارتا فصل 1از زبان لوسین لوسین : نیکولاس با...

پارت نمیدونم چند حاجی شرمندت 😊 همون لحظه سانزو برگشت و بغل گ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۴۷_بیا حداقل به خودت...

این من و هجر تو و حال به هم ریخته ام*رحم کن برمن و احوال به ...

- ای امیر عرفه دست من و دامانتجان به قربان تو و گردش آن چشما...

فرا رسیدن روز عرفه نهم ذی الحجه 1437________________________...

یا صاحب الزمان... گرچه در پای ظهور تو بکا کافی نیست روضه و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط