چو آن گلشن که می‌جویم نخواهد یافت هرگز کس،

چو آن گلشن که می‌جویم نخواهد یافت هرگز کس،

ره عطار را زین غم بجز گُلخن نمی‌دانم!
دیدگاه ها (۲)

عابر این شب ها من ام !!

بِبار ای برف غمگین بر مزارش!

از آنم سوخته خرمن که من عمری درین صحرا،اگرچه خوشه می‌چینم ره...

چگونه دم توانم زد درین دریای بی پایان؟!که درد عاشقان آنجا بج...

🌱🍒شدم از عشق تو شیدا، کجایی؟به جان می‌جویمت جانا، کجایی؟همی ...

قراری داشتی دیرینه با معبود، می‌دانمصدایت کرد جدت احمد محمود...

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنوندلم را دوزخی سازد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط