آیدل جذاب من
آیدل جذاب من
پارت⁴³
ویو جیهوپ
بعد از اینکه ات از روم بلند شد نامجون مشکوک بهم نگاه کرد که شونه ای بالا انداختم،میدونستم که برآمدگی شلوارمو وقتی روم افتاد حس کرد داشت از خجالت آب میشد،اینم میدونستن که آنا از قصد بهش تنه زد تا روم بیوفته
توهمین لحظه جین اومد پیشم و نشست
جین:هوسوک دردت کمتر شد؟
جیهوپ:اومم،اره کمتره.
جین:خوبه!میگم بین تو و ات چیزی هست؟
جیهوپ:شاید.. چطور مگه؟
جین سری تکون داد
جین:سعی کنید زیاد تو جمع های دیگه بروز ندید،همونطور که میدونی ما کم فن نداریم،ممکنه برات دردسر درست کنند
سری تکون دادم و دستمو رو شونش گذاشتم
جیهوپ:باشه جین،مرسی که حواست بهمون هست
جین لبخند همیشگی رو زد و بلند شد
منم به کمک یونگی روی صندلی نشستم و بچه ها مشغول تمرین شدن
ات تمام حواسش پیش من بود و مشخص بود از سر اجبار داره تمرین میکنه،آهنگ که تموم شد ¹⁰مین وقت استراحت بود
نامجون با به بطری آب اومد و پیشم نشست؛جرعه ای از آب خورد و نگام کرد
نامجون:عاشق دل خسته ات حواسش همش پیش تو بودا
پوزخندی زدم که ادامه داد
نامجون:از موقعی که این سه تا دختر اومدن تو کمپانی تو و وی و کوک رفتاراون عوض شد؛سعی کنید تابلو نکنید چون برامون دردسر درست میکنن
جبهوپ:اوکی،نگران نباش داداش
یری تکون داد و بلند شد.
ادامه دارد...
پارت⁴³
ویو جیهوپ
بعد از اینکه ات از روم بلند شد نامجون مشکوک بهم نگاه کرد که شونه ای بالا انداختم،میدونستم که برآمدگی شلوارمو وقتی روم افتاد حس کرد داشت از خجالت آب میشد،اینم میدونستن که آنا از قصد بهش تنه زد تا روم بیوفته
توهمین لحظه جین اومد پیشم و نشست
جین:هوسوک دردت کمتر شد؟
جیهوپ:اومم،اره کمتره.
جین:خوبه!میگم بین تو و ات چیزی هست؟
جیهوپ:شاید.. چطور مگه؟
جین سری تکون داد
جین:سعی کنید زیاد تو جمع های دیگه بروز ندید،همونطور که میدونی ما کم فن نداریم،ممکنه برات دردسر درست کنند
سری تکون دادم و دستمو رو شونش گذاشتم
جیهوپ:باشه جین،مرسی که حواست بهمون هست
جین لبخند همیشگی رو زد و بلند شد
منم به کمک یونگی روی صندلی نشستم و بچه ها مشغول تمرین شدن
ات تمام حواسش پیش من بود و مشخص بود از سر اجبار داره تمرین میکنه،آهنگ که تموم شد ¹⁰مین وقت استراحت بود
نامجون با به بطری آب اومد و پیشم نشست؛جرعه ای از آب خورد و نگام کرد
نامجون:عاشق دل خسته ات حواسش همش پیش تو بودا
پوزخندی زدم که ادامه داد
نامجون:از موقعی که این سه تا دختر اومدن تو کمپانی تو و وی و کوک رفتاراون عوض شد؛سعی کنید تابلو نکنید چون برامون دردسر درست میکنن
جبهوپ:اوکی،نگران نباش داداش
یری تکون داد و بلند شد.
ادامه دارد...
- ۹۱
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط