دوست دارم بنشینم و ساعت ها به فنجان چای داغ خیره بشوم و ب

دوست دارم بنشینم و ساعت ها به فنجان چای داغ خیره بشوم و ببینم که چطور بخارها را از خود دور میکند اما از پس هر بخار بخاری دیگر
زمانی از شرّ بخارها خلاص میشود که دیگر چای در لیوان نیست، درست مثل زندگی ما آدمها که سعی میکنیم بخار درد و مشکلات را از خودمان دور کنیم و از شرش خلاص شویم اما زمانی راحت میشویم که دیگر مُرده ایم
دیدگاه ها (۱)

ما آدم ها رسم عجیبی داریمبه دست می آوریم که از دست بدهیم!قبل...

خرافه مےگویند بانو !مگر مےشود محبتدلیلِ دورے باشد ؟این مردم ...

اقیانوسی از " تنهایی" در درون هر کدام از ماست. ما به یکدیگر ...

رفتار ما با آدمها باید شبیه خودمان باشد نه شبیه رفتار آنها ب...

اگر بگذارند آرام میگیریم دوباره، کمی دلگیرانه اما عبور میکنی...

گفته میشود:شبی مار بزرگی وارد دكان نجاری میشود برای پيدا كرد...

رابطه با فردی که در رابطه ای دیگر است، تنبیه است! تنبیهی که ...

فقط بخون لایک نمیخواد بکنی.بخوووون...یک شب مار بزرگی برای پی...

یک شب مار بزرگی برای پیدا کردن غذا وارد دكان نجاری شدعادت نج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط