پارتتت دوووممممموووننن نشهههه

پارتتت دوووممممموووننن نشهههه؟؟؟؟

#آن_شب۲

خنده ضایعی تحویلِ مرد مقابل داد و بعد از برداشتن کیفش از داخل ماشین زیر لب زمزمه کرد:
+عاااا.. دیگه هیچوقت سمت الکل نمیرم.. به هرحال ممنون... خب من دیگه باید برم.. ببخشید مزاحم شدم..

کوک اما خودش در ماشینو بست و این باعث شد یانگ جه بین دیوارهٔ ماشین و کوک  قرار بگیره..
_بری؟ عمرا اگه بزارم بری! اونم بعد از اینهمه کاری که کردی...
+ک..دوم کار؟؟
_واقعا لازمه همشو برات لیست کنم؟

وقتی نگاهِ پر اضطراب اونو دید نفس کلافه ای سرداد:
_مثل اینکه لازمه.

یانگ جه تنها نگاه مضطرب و متعجبش به اون دوخته شده بود...
_اول اینکه... خیلی ضایع روی من کراش میزنی... بعد از اینکه موفق شدی به خونه من راه پیدا کنی و با گوشیه من از خودت عکس و فیلم میگیره و دلبری میکنی.. توی کلاب سعی میکنی با حرف زدن با یه پسره دیگه توجه منو جلب کنی.. سعی کردی منو ببوسی اونم وقتی پشت فرمون بودم..

یانگ جه بلند داد زد و باعث شد حرف کوک قطع بشه..
+چی گفتی..؟! ببوسمم؟؟؟ واتتتت؟؟؟؟
_اره.. نکنه چیزی یادت نمیاد؟!
+باید بگم نه... متاسفانه .. عا ینی خوشبختانه!!!
_الان جدی ای؟! ینی واقعا یادت نمیاد؟!

مردد سر تکون داد:
+نه..

کوک نفس کلافه ای کشید و یکی از دستاشو قاب صورت اون کرد و قبل ازینکه نزدیک بیاد زیر لب زمزمه کرد:
_باید یکاری کنم ایندفعه فراموش نکنی..

یانگ جه اما سرشو کج کرد و اونو کمی عقب هول داد:
+یادمههه.. همه چیز یادمههه ...

مرد مقابلش بلند خندید و کمی ازون فاصله گرفت:
_میدونستم... و البته خب.. منم زیاد بدم نیومد.. راستش مزه خوبی داری..

از اینهمه رک بودنِ اون در عجب بود...
هنوز جمله قبلیشو هضم نکرده بود که دوباره صداش طنین انداز شد:
_از حالا به بعد به روش من پیش میریم.. و ازون جایی که ادم عجولی ام ، امیدوارم بتونی راحت باهام کنار بیای..
+ولی اینجوری ممکنه حسم نسبت بهت از بین بره..

ابرو بالا داد و دوباره نزدیک شد:
_از بین بره؟! چرا باید همچین اتفاقی بیوفته؟!

+بالاخره خب..

کوک در ماشینو باز کرد و بعد وقتی یانگ جه داخل ماشین نشست جلو رفت تا کمر بندش رو ببنده ودر همین هین گفت:
_تو راه همه چیزو در مورد خودم برات توضیح میدم و بعد از قبول کردن،قول میدم چیزای خیلی بهتری تو مقصد اتفاق بیوفته...

end...
دیدگاه ها (۱)

سلاااممم اومدمممم با دو پارتیییی جدیددددددد#آن_شب۱بدونِ توجه...

پست تیک تاکه آقای جئون... بالاخر تصورِ فیک خونارو به واقعیت ...

Red Covenant(part 1)

رمان خرس عسلی پارت ۲ ویو کوکاز خواب بیدار شدم رفتم سرویس بهد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط