در روزهای گذشته تصاویر ناراحتکنندهای در فضای مجازی منتش
در روزهای گذشته تصاویر ناراحتکنندهای در فضای مجازی منتشر شده است که نشان دهنده آشفتگی در رفتار نظام پزشکی و درمانی در کشورهاست. یکی از این تصاویر، ویدیویی بود که در آن پزشک ایتالیایی در یک بیمارستان محل بستری بیماران کرونا، ماسک اکسیژن را از صورت فرد سالمندی برداشته و روی صورت شخص جوانتر میگذارد. نظر شما درباره این رفتار چیست؟
اگرچه این صحنه بهظاهر ساده به نظر میرسد، اما پشت پرده این رفتار، واقعیت خطرناک و البته مشمئزکنندهای وجود دارد؛ اینکه نظام سرمایهداری همواره در پی کسب سود با کمترین هزینههاست و عامل تولید ثروت نیز نیروی انسانی است. اما در کشورهای مذکور با توجه به پیر شدن نیروی انسانی و خارج شدن آنها از چرخه تولید، اکنون دیگر این افراد نهتنها ارزشمند نیستند، بلکه بار سنگین حقوق بازنشستگی و خدمات درمانی و رفاهی را بر دولت تحمیل میکنند.
بنابراین از نقطه نگاه حاکمیت سرمایهداری، کرونا تنها یک عامل مخرب و مرگبار نیست، بلکه میتواند منجی نظام تأمین اجتماعی باشد. موضوعی که در سالهای اخیر ذهن بسیاری از سیاستگذاران اجتماعی و اقتصادی را به خود مشغول کرده است. همانطور که پیشتر اشاره شد، نرخ رشد منفی جمعیت در دهههای اخیر موجب پیری جمعیت و کاهش نسبت نیروی تولید (بیمهپرداز) در مقابل نیروی بازنشسته مستمریبگیر شده است. اگر افزایش طول عمر و امید به زندگی را نیز در کنار این موضوع قرار دهیم، علل رکود و ورشکستگی شرکتهای بیمه تأمین اجتماعی روشن میشود.
یعنی از نظر سیاستگذاریهای اجتماعی در چنین وضعیتی، کاهش مستمریبگیران میتواند روح تازهای در نظام تأمین اجتماعی بدمد؟
از اقبال خوش دولتها و اقبال بد سالمندان، کرونا این مسئولیت خطیر را بر عهده گرفت و با کمی تأمل و دقت متوجه خواهیم شد که این دولتها چندان هم ناراحت نخواهند بود اگر کرونا چند صباحی بیشتر مهمان جامعهشان باشد. این ویروس اگرچه چند ماهی ممکن است چرخ اقتصاد را متوقف کند (که البته متضرر اصلی آن کماکان مردم هستند)، اما با از دور خارج کردن تعداد بالایی از مستمریبگیران که علاوه بر مستمری بازنشستگی، نیازمند خدمات بهداشتی، درمانی و رفاهی نیز هستند و دولتها چندان از پس آن بر نیامدهاند، میتوانند راه برونرفتی را برای این بحران پیدا کنند.
همانگونه که بر همه ما عیان استt در مقابله با کرونا، نظام سلامت هیچ دولتی نتوانسته است بهطور جدی با آن روبهرو شود و جز بستری کردن و خوراندن چند داروی مربوط به بیماریهای دیگر، کاری از دستشان بر نیامده است یا شاید نخواستهاند کاری از دستشان بر بیاید. این در حالی است که اکثر قربانیان این بیماری طی سالهای طولانی با پرداخت حق بیمه سلامت و تزریق این همه پول به سیستم سلامت کشور که میبایست هزینه تحقیقات و توسعه سلامت شود، نمیتوانند از ماحصل دسترنج خود استفاده کنند. تنها به یک دلیل؛ زیرا در نظام سرمایهداری «جایی برای پیرمردها نیست!»
اگرچه این صحنه بهظاهر ساده به نظر میرسد، اما پشت پرده این رفتار، واقعیت خطرناک و البته مشمئزکنندهای وجود دارد؛ اینکه نظام سرمایهداری همواره در پی کسب سود با کمترین هزینههاست و عامل تولید ثروت نیز نیروی انسانی است. اما در کشورهای مذکور با توجه به پیر شدن نیروی انسانی و خارج شدن آنها از چرخه تولید، اکنون دیگر این افراد نهتنها ارزشمند نیستند، بلکه بار سنگین حقوق بازنشستگی و خدمات درمانی و رفاهی را بر دولت تحمیل میکنند.
بنابراین از نقطه نگاه حاکمیت سرمایهداری، کرونا تنها یک عامل مخرب و مرگبار نیست، بلکه میتواند منجی نظام تأمین اجتماعی باشد. موضوعی که در سالهای اخیر ذهن بسیاری از سیاستگذاران اجتماعی و اقتصادی را به خود مشغول کرده است. همانطور که پیشتر اشاره شد، نرخ رشد منفی جمعیت در دهههای اخیر موجب پیری جمعیت و کاهش نسبت نیروی تولید (بیمهپرداز) در مقابل نیروی بازنشسته مستمریبگیر شده است. اگر افزایش طول عمر و امید به زندگی را نیز در کنار این موضوع قرار دهیم، علل رکود و ورشکستگی شرکتهای بیمه تأمین اجتماعی روشن میشود.
یعنی از نظر سیاستگذاریهای اجتماعی در چنین وضعیتی، کاهش مستمریبگیران میتواند روح تازهای در نظام تأمین اجتماعی بدمد؟
از اقبال خوش دولتها و اقبال بد سالمندان، کرونا این مسئولیت خطیر را بر عهده گرفت و با کمی تأمل و دقت متوجه خواهیم شد که این دولتها چندان هم ناراحت نخواهند بود اگر کرونا چند صباحی بیشتر مهمان جامعهشان باشد. این ویروس اگرچه چند ماهی ممکن است چرخ اقتصاد را متوقف کند (که البته متضرر اصلی آن کماکان مردم هستند)، اما با از دور خارج کردن تعداد بالایی از مستمریبگیران که علاوه بر مستمری بازنشستگی، نیازمند خدمات بهداشتی، درمانی و رفاهی نیز هستند و دولتها چندان از پس آن بر نیامدهاند، میتوانند راه برونرفتی را برای این بحران پیدا کنند.
همانگونه که بر همه ما عیان استt در مقابله با کرونا، نظام سلامت هیچ دولتی نتوانسته است بهطور جدی با آن روبهرو شود و جز بستری کردن و خوراندن چند داروی مربوط به بیماریهای دیگر، کاری از دستشان بر نیامده است یا شاید نخواستهاند کاری از دستشان بر بیاید. این در حالی است که اکثر قربانیان این بیماری طی سالهای طولانی با پرداخت حق بیمه سلامت و تزریق این همه پول به سیستم سلامت کشور که میبایست هزینه تحقیقات و توسعه سلامت شود، نمیتوانند از ماحصل دسترنج خود استفاده کنند. تنها به یک دلیل؛ زیرا در نظام سرمایهداری «جایی برای پیرمردها نیست!»
- ۲۵۳
- ۲۸ فروردین ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط