ویو کوک

ویو کوک
کوک: بچه؟ بنظرت اصلا برام مهمه من ۶ ماه ازگار دنبالت بودم بد الان بخواطر بچه بلایی سرت بیارم
ات: ببینم تو برات مهم نیس
کوک: ن . ن لعنتی برام مهم نیس ( داد
تهیونگ ماشینو نگه داشتو خودشو جویی سوار ی ماشین دیگه شدن
ات: من.. خب
کوک: میدونی چه فکرا میکردم تو این ۶ ماه اگه با کسه دیگه بودی اگه زنده نبودی اگه دیگه نبینمت بد تو میگی بچههه
ات: من رفتم چون میترسیدم بد فهمیدن اینکه بچه مرده بلایی سرم بیاری
کوک: من تو اون ۴ ماه صد بار بت .فتم تو بیشتر برام مهمی ( داد
ات: دیگه فاییده نداره من هیچی هسی بت ندادم
کوک: ن دیگه نشد
ات: کوک ولم کننن بزار برم دنبال زندگیم تو ام برو با چمیدونم نایون ازدواج کن
کوک: اخخخ که دلم برا کوک گفتنت تنگ شده بود
کو: دختر جون من تورو تازه پیدا کردم بزارم بری کجا
کوک: تو کل وحودت برا منه
ات: تروخداا
کوک: بس کننن
ات: اخه چی ازم میخوای( داد
کوک: نمیخوای ادم شی ن؟
ات: ن همین که هس
دیدگاه ها (۱۶۰)

ویو کوک واسا ادمت کنم اتو نشوندم رو پاموو شرو کردم با کیس رف...

ویو ات کوک: خب من باید یجوری حرصمو خالی کنم ات: چرا اینطوری ...

ویو کوک وای خدا با دیدنش تو دلم عروسی بود انگار پوستش سفید ت...

ویو ات ته: نگهش دارید تهیونگ ب افرادش گف تا جوییو نگه دارن خ...

#چرا -من PART6ات چون ...... اون حرفا چی بود تو گفتی(گریه ، د...

#چرا -منPART13 ات باشه با ناراحتیکوک ناراحت نباش وگرنه برات ...

شب تولدم پارت 48فصل دوم پارت 19ات منم اعتمادتو نابود نمیکنم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط