مرضیه

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞

نیامد وقت آن کز من بخواهی عذرِ آزارت؟
دلم را شربتی سازی ز لعل چاشنی دارت؟

دل از دستم برون بردی که با ما سر در آری تو
بما سر در نیاوردی و سرها رفت در کارت

گمان بردم که: میجوید دلت وصل مرا، لیکن
مرا کمتر بجویی تو، که میجویند بسیارت

هم امروز از جهان دیدن فرو بندم دو بینایی
اگر دانم که: فردا من نخواهم دید دیدارت

سرم را می‌کنی پر شور و بردل می‌نهی منت
دلم را میکشی در خون و برجان می‌نهم بارت

ز روی راستی با تو ندارد سرو مانندی
که: گر در بوستان آیی، بمیرد پیش رخسارت

گل وصلی به دستم چون نمی‌آید چه بودی‌ ار
کسی بودی که برکندی ز پای اوحدی خارت؟


" اوحدی "


#شعر#نقاشی#خدا#مرضیه#مهستی#معین#قدیمی#نوستالوژی#عکس#طراحی#دل#خسته#غمگین#موسیقی#عکس_نوشته#کلیپ#تنهایی#ویسگون#لایک#عاشقانه#جدایی#سریال#فیلم#طبیعت#شاعر#کیدارما#ریمیکس#آرایشی#گل#کرمانشاه#آهنگ#دختر#طنز#خنده#گریه#عید#روزگار#صبر#انتظار
دیدگاه ها (۲)

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞✿ کس نَزد هرگز در غمخانهٔ اهل وفا گر بد...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 گر چه دوری می‌کنم بی‌صبر و آرامم هنوز ...

✿ آن زخم، که از تو بر دل ماست مشنو که: به مرهمی توان کاست ک...

*چو دیدم خوار خود را از در آن بیوفا رفتم رسد روزی که قدر من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط