چشم ها را می توان

چشم ها را می توان
بست و ... ندید

یا نخواست ...
یا نگفت ...

چه کنیم ، با هجومی
که نامش ..."یاد" ، است
دیدگاه ها (۲)

ڪاش می‌توانستممرزهاے دلتنڪَی رابا بوسہ پشت سر بڪَذارمو در سر...

در بازی زندگی یاد میگیریاعتماد به حرفای قشنگ بدون پشتوانهمثل...

شب که میشود!دلتنگی اش امانم را میبرد...خیالش تا صبح در سرم م...

در دستور زبانجان یڪ بخش است.آن هم فداے ‌تو....

به‌ چه‌ می‌اندیشی ؟به‌ خزانی‌ ك گذشت؟به‌ بهاری‌ ك نبود؟به‌ ا...

سلام

یاد تو شیرین‌تر‌ین بهانه‌ای‌ست، که می‌توان با آن به رنج‌های ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط